بازیهای خلاقانه برای تقویت هوش هیجانی کودکان در خانه (۳ تا ۷ سال)
در دنیای امروز که سرعت تغییرات بیسابقه است و چالشها هر روز ابعاد جدیدی به خود میگیرند، تنها داشتن هوش آکادمیک (IQ) برای موفقیت و شادکامی کافی نیست. والدین آگاه به خوبی میدانند که پرورش یک کودک متعادل و موفق، فراتر از نمرات مدرسه است؛ نیاز به ابزارهایی دارد که او را برای رویارویی با فراز و نشیبهای زندگی آماده کند. در این میان، هوش هیجانی (Emotional Intelligence یا EQ) نقشی حیاتی ایفا میکند. هوش هیجانی به معنای توانایی درک، مدیریت و ابراز احساسات خود و تشخیص و پاسخ مناسب به احساسات دیگران است.
بسیاری از ما شاید تصور کنیم هوش هیجانی مهارتی است که با افزایش سن خودبهخود در کودکان شکل میگیرد، اما حقیقت این است که پایههای این مهارت حیاتی در سالهای اولیه زندگی، به ویژه در سنین ۳ تا ۷ سالگی، پیریزی میشود. این دوره طلایی، زمانی است که کودکان در حال کشف جهان اطراف، خود و جایگاهشان در این جهان هستند. فضایی امن و سرشار از حمایت در خانه، به همراه فعالیتها و بازیهای هدفمند، میتواند به آنها کمک کند تا مهارتهای پرورش همدلی در کودکان، مدیریت احساسات و برقراری ارتباط موثر را بیاموزند.
در این مقاله جامع، به عنوان یک راهنمای کاربردی برای والدینی که به دنبال روشهای نوین تربیتی و رشدی برای فرزندان دلبندشان هستند، قصد داریم شما را با مجموعهای از بازیهای خلاقانه و در عین حال ساده آشنا کنیم که به راحتی در محیط خانه قابل اجرا هستند. این بازیها نه تنها لحظات شاد و پرباری را برای شما و فرزندتان رقم میزنند، بلکه به صورت ناخودآگاه و موثر به تقویت هوش هیجانی کودکان کمک میکنند. آمادهاید تا با هم سفری به دنیای رنگارنگ احساسات و بازیها داشته باشیم؟
هوش هیجانی چیست و چرا برای کودکان ۳ تا ۷ سال حیاتی است؟
قبل از اینکه به سراغ معرفی بازیها برویم، لازم است درک عمیقتری از مفهوم هوش هیجانی داشته باشیم. هوش هیجانی، مجموعهای از تواناییهاست که به فرد کمک میکند با خود و دیگران کنار بیاید. این تواناییها شامل پنج مؤلفه اصلی هستند:
- خودآگاهی (Self-Awareness): توانایی تشخیص و درک احساسات خود. مثلاً کودک بداند که الان خشمگین است یا غمگین.
- خودتنظیمی (Self-Regulation): توانایی کنترل و مدیریت احساسات و واکنشهای خود به روشی سالم. به عنوان مثال، به جای پرتاب اسباببازی هنگام عصبانیت، بتواند نفس عمیق بکشد.
- انگیزه (Motivation): توانایی هدایت خود به سمت اهداف با اتکا به خوشبینی و پشتکار، حتی در مواجهه با چالشها. این مؤلفه ارتباط نزدیکی با افزایش اعتماد به نفس در کودکان دارد.
- همدلی (Empathy): توانایی درک احساسات دیگران و درک دیدگاه آنها. این مهارت پایه و اساس مهارتهای اجتماعی کودکان است.
- مهارتهای اجتماعی (Social Skills): توانایی برقراری ارتباط موثر، حل تعارضات و ایجاد روابط سالم.
چرا سن ۳ تا ۷ سالگی اهمیت ویژهای دارد؟
دوره ۳ تا ۷ سالگی یک مرحله حیاتی در رشد شناختی کودکان و عاطفی آنهاست. در این سنین، کودکان:
- زبان را توسعه میدهند: توانایی بیان احساسات با کلمات به جای رفتار پرخاشگرانه، به شدت افزایش مییابد.
- تعاملات اجتماعی بیشتری دارند: ورود به مهدکودک، پیشدبستانی یا بازی با همسالان، فرصتهای فراوانی برای تمرین ارتباط موثر با کودک و مهارتهای اجتماعی فراهم میکند.
- قدرت تخیل بالایی دارند: این تخیل قوی میتواند در بازیهای نقشآفرینی و درک دیدگاههای مختلف به کار گرفته شود.
- در حال شکلگیری هویت هستند: درک احساسات خود و نحوه واکنش به آنها، نقش مهمی در شکلگیری تربیت عاطفی کودکان و هویت آنها ایفا میکند.
وقتی کودکان هوش هیجانی بالایی داشته باشند، بهتر میتوانند با استرس کنار بیایند، در مدرسه موفقتر باشند، دوستان خوبی پیدا کنند و در نهایت، زندگی شادتری را تجربه کنند. در واقع، EQ کودکان عامل مهمی در پیشبینی موفقیتهای آتی و بهزیستی روانی آنهاست.
قدرت بازی: مسیر طبیعی رشد هیجانی و اجتماعی
بازی، تنها یک سرگرمی نیست؛ بلکه زبان طبیعی کودکان برای یادگیری و کشف جهان است. از طریق بازی است که کودکان مهارتهای حیاتی را تمرین میکنند، مفاهیم انتزاعی را درک میکنند و خلاقیت کودکان را شکوفا میسازند. بازی درمانی نیز بر همین اصل استوار است که بازی میتواند ابزاری قدرتمند برای حل مسائل روانی و هیجانی باشد.
برای تقویت هوش هیجانی، بازیهای خلاقانه فرصتی بینظیر فراهم میکنند. در این بازیها، کودکان در موقعیتهای فرضی قرار میگیرند، با چالشها روبهرو میشوند و راه حلهای خود را امتحان میکنند. این فرآیند به آنها کمک میکند تا:
- احساسات را تجربه کنند: بدون پیامدهای منفی واقعی، میتوانند احساسات مختلفی مانند شادی، خشم، ترس و غم را درک و ابراز کنند.
- مهارتهای حل مسئله را تقویت کنند: در بازیها با موانع روبهرو میشوند و برای عبور از آنها، نیاز به تفکر و برنامهریزی دارند که این خود به حل مسئله در کودکان کمک میکند.
- همدلی بیاموزند: وقتی در نقش شخصیتهای مختلف قرار میگیرند، درک بهتری از دیدگاهها و احساسات دیگران پیدا میکنند.
- خودتنظیمی را تمرین کنند: در بازیهای گروهی، نیاز به نوبت گرفتن، رعایت قوانین و مدیریت سرخوردگیها دارند.
حالا که اهمیت بازی و هوش هیجانی را درک کردهایم، بیایید به سراغ معرفی بازیهایی برویم که میتوانند این مهارتهای ارزشمند را در فرزندان ۳ تا ۷ ساله شما تقویت کنند.
بازیهای خلاقانه برای تقویت هوش هیجانی کودکان در خانه (۳ تا ۷ سال)
این بازیها به گونهای طراحی شدهاند که به صورت غیرمستقیم و با جذابیت بالا، کودکان را در مسیر یادگیری مهارتهای هوش هیجانی قرار دهند. هر بازی یک هدف مشخص دارد و میتواند به تقویت یکی یا چند مؤلفه هوش هیجانی کمک کند.
۱. خودآگاهی: درک و نامگذاری احساسات من
اولین گام در مسیر هوش هیجانی، این است که کودک بتواند احساسات خود را شناسایی و نامگذاری کند. اگر کودکی نداند چه احساسی دارد، چگونه میتواند آن را مدیریت کند؟
بازی “آینه احساسات”
- هدف: تشخیص و ابراز احساسات مختلف.
- نحوه بازی: شما و فرزندتان جلوی آینه بایستید. از او بخواهید چهرههای مختلف احساسی (شاد، غمگین، عصبانی، متعجب، ترسیده) را در آینه بسازد. شما هم این کار را انجام دهید و از او بپرسید: “من چه حسی دارم؟” و برعکس. میتوانید از کارتهای احساسات که تصاویر مختلفی از چهرههای با احساسات متفاوت دارند نیز استفاده کنید.
- نکات کلیدی: نام احساسات را به وضوح بیان کنید. “ببین، وقتی خوشحالی چشمات میخنده!” یا “این چهره ناراحته.”
بازی “نقاشی احساسات”
- هدف: بیان هنری احساسات و گفتگو درباره آنها.
- نحوه بازی: به کودک کاغذ و مداد رنگی یا آبرنگ بدهید. از او بخواهید یک نقاشی از “حس خوشحالی” بکشد، سپس “حس عصبانیت” یا “حس غم”. بعد از هر نقاشی، از او بخواهید توضیح دهد که چرا این رنگها یا شکلها را برای آن حس انتخاب کرده است. حتی میتواند داستانی درباره شخصیتهای نقاشیهایش که آن حس را دارند، تعریف کند.
- نکات کلیدی: هیچ نقاشیای “اشتباه” نیست. هدف بیان آزادانه است. مدیریت احساسات کودکان از طریق هنر، راهی خلاقانه و موثر است.
بازی “چرخ احساسات”
- هدف: آشنایی با طیف وسیعی از احساسات و نامگذاری آنها.
- نحوه بازی: یک دایره بزرگ روی مقوا بکشید و آن را به قسمتهای مساوی تقسیم کنید (مانند برشهای کیک). در هر قسمت، یک چهره با احساس خاص (شادی، غم، خشم، ترس، تعجب، شرم، غرور، هیجان) بکشید یا عکس بچسبانید. یک عقربه در وسط دایره قرار دهید. کودک عقربه را بچرخاند و وقتی ایستاد، احساس مربوطه را نام ببرد و بگوید کی این حس را تجربه کرده است.
- نکات کلیدی: میتوانید از رنگهای مختلف برای هر احساس استفاده کنید. این بازی به بازیهای فکری برای کودکان نزدیک است و جنبه آموزشی دارد.
۲. خودتنظیمی: مدیریت واکنشها و آرامش
پس از اینکه کودک احساسات خود را شناخت، گام بعدی این است که بتواند آنها را مدیریت کند و به روشهای سازنده واکنش نشان دهد.
بازی “چراغ راهنمایی احساسات”
- هدف: آموزش مکث و فکر کردن قبل از واکنش.
- نحوه بازی: یک چراغ راهنمایی سه رنگ (قرمز، زرد، سبز) با مقوا بسازید. به کودک توضیح دهید:
- قرمز: “وایسا!” وقتی عصبانی یا ناراحتی، اول وایسا و نفس عمیق بکش. کاری نکن که پشیمون بشی.
- زرد: “فکر کن!” حالا فکر کن چه کاری میتونی انجام بدی که به خودت یا دیگران آسیب نزنه.
- سبز: “انجام بده!” حالا کاری که بهش فکر کردی رو انجام بده.
این بازی را در موقعیتهای فرضی یا حتی واقعی (در لحظاتی که کودک در حال عصبانیت است) تمرین کنید.
- نکات کلیدی: این بازی یک ابزار عالی برای مدیریت احساسات کودکان در لحظه است. میتوانید یک تمثیل واقعی استفاده کنید: “یادم میآید یک بار پسر کوچکم، آریا، وقتی میخواست یک برج لگو بسازد و نتوانست، چقدر عصبانی شد. به جای اینکه فقط بگویم ‘آریا، عصبانی نباش’، نشستیم و با هم ‘چراغ راهنمایی احساسات’ را بازی کردیم و او یاد گرفت قبل از پرتاب لگوها، نفس عمیق بکشد و راه حل دیگری برای برجش پیدا کند.”
بازی “جعبه آرامش”
- هدف: فراهم کردن ابزارهایی برای آرام کردن خود.
- نحوه بازی: یک جعبه زیبا را تزئین کنید و با کودک آن را با وسایلی که به او آرامش میدهند پر کنید. این وسایل میتوانند شامل: یک عروسک نرم، یک کتاب عکس، یک بطری آرامشبخش (شیشه پر از آب، گلیتر و کمی گلیسیرین که با تکان دادن، گلیترها به آرامی پایین میریزند)، چند قطعه لگو برای ساختن، یک توپ کوچک ضد استرس یا حتی یک سیدی موزیک آرامشبخش باشند. وقتی کودک ناراحت یا مضطرب است، او را به سمت جعبه آرامش هدایت کنید و اجازه دهید خودش وسیلهای را انتخاب کند که به او کمک میکند آرام شود.
- نکات کلیدی: این جعبه، مکانی امن برای کودک است تا به خودش اجازه دهد احساساتش را تجربه کند و سپس با کمک ابزارها، آرامش را بازیابد.
۳. همدلی: قدم گذاشتن در کفش دیگران
همدلی، توانایی درک و سهیم شدن در احساسات دیگران است و سنگ بنای مهارتهای اجتماعی کودکان به شمار میرود. بدون همدلی، ارتباطات سالم شکل نمیگیرد.
بازی “داستانگویی از زاویه دید دیگران”
- هدف: درک دیدگاهها و احساسات شخصیتهای مختلف.
- نحوه بازی: یک داستان کوتاه یا یک کتاب داستان ساده را برای کودک بخوانید. سپس از او بخواهید داستان را از زبان یک شخصیت دیگر (مثلاً حیوان خانگی داستان، خواهر/برادر شخصیت اصلی، یا حتی یک شیء مانند درخت) بازگو کند. “اگر تو به جای گربه داستان بودی، چه حسی داشتی وقتی صاحبش رفت؟” یا “درخت احساسش چطور بود وقتی پرندهها روی شاخههایش لانه ساختند؟”
- نکات کلیدی: این بازی پرورش همدلی در کودکان را از طریق تخیل تقویت میکند. میتوانید سناریوهای فرضی ساده ایجاد کنید: “تصور کن دوستت اسباببازی مورد علاقهاش را گم کرده، به نظرت چه حسی دارد؟ تو چه کار میکنی؟”
بازی “عروسکگردانی احساسی”
- هدف: تمرین درک احساسات دیگران و واکنش مناسب.
- نحوه بازی: چند عروسک دستی یا انگشتی تهیه کنید. سناریوهای مختلفی را با عروسکها اجرا کنید: مثلاً یک عروسک غمگین است چون اسباببازیاش شکسته، یک عروسک خوشحال است چون تولدش است، یا یک عروسک عصبانی است چون دوستش نوبتش را رعایت نکرده. از کودک بخواهید با عروسکهای دیگر به این احساسات واکنش نشان دهد. “عروسک ناراحت چیکار میکنه؟” “عروسک خوشحال چطور؟”
- نکات کلیدی: این بازی فرصتی عالی برای تمرین ارتباط موثر با کودک و آموزش نحوه ابراز همدلی (مثلاً گفتن “متاسفم” یا “میتونم کمکت کنم؟”) است. این رویکرد به رشد جامع کودک کمک میکند.
۴. مهارتهای اجتماعی و ساختاردهی روابط: اتصال با دیگران
بخش مهمی از هوش هیجانی، توانایی برقراری ارتباط با دیگران، همکاری و حل مسئله در کودکان در موقعیتهای اجتماعی است.
بازی “سازندگان برج همکاری”
- هدف: تمرین همکاری، نوبت گرفتن و حل مسئله در کودکان در یک فعالیت مشترک.
- نحوه بازی: با استفاده از بلوکها، لگوها یا حتی بالشتکها، با فرزندتان یک برج بلند بسازید. قانون بازی این است که فقط یک نفر در هر زمان میتواند یک قطعه اضافه کند. یا اینکه هر بار باید با مشورت و توافق یکدیگر، قطعه بعدی را انتخاب کنید. اگر برج خراب شد، با هم فکر کنید که چرا این اتفاق افتاد و چگونه میتوانید دفعه بعد بهتر عمل کنید.
- نکات کلیدی: تأکید بر همکاری و احترام به نوبت یکدیگر است. این بازی به طور مستقیم به مهارتهای اجتماعی کودکان کمک میکند.
بازی “نقشآفرینی حل مسئله”
- هدف: تمرین حل مسئله در کودکان در موقعیتهای اجتماعی رایج.
- نحوه بازی: سناریوهای رایج اجتماعی را مطرح کنید و از کودک بخواهید نقشآفرینی کند. مثلاً: “فرض کن دوستت اسباببازی تو رو بدون اجازه برداشته، تو چیکار میکنی؟” یا “تو و دوستت میخواهید با یک اسباببازی مشترک بازی کنید، اما هر دو دوست دارید اول شما بازی کنید، چطور با هم کنار میآیید؟” به او کمک کنید تا گزینههای مختلفی را برای حل مشکل بررسی کند و بهترین راه حل را انتخاب کند.
- نکات کلیدی: تشویق به گفتگو و ابراز نیازها و احساسات به جای درگیری.
۵. انگیزه: پرورش خوشبینی و تابآوری
توانایی پیشروی با خوشبینی، حتی در مواجهه با چالشها، از دیگر جنبههای مهم هوش هیجانی است که به اعتماد به نفس کودکان نیز کمک میکند.
بازی “دفترچه موفقیتهای کوچک”
- هدف: تمرکز بر دستاوردها و تقویت حس توانمندی.
- نحوه بازی: یک دفترچه ساده را با هم تزئین کنید و نام آن را “دفترچه موفقیتهای من” بگذارید. هر روز، حتی کوچکترین موفقیتهای کودک را در آن یادداشت کنید یا از او بخواهید نقاشیاش را بکشد. مثلاً: “امروز تونستی لباساتو خودت بپوشی”، “پازل ده تیکه رو درست کردی”، “به دوستت کمک کردی”، “اسباببازیهاتو جمع کردی”. شبها با هم دفترچه را مرور کنید و بابت این موفقیتها به او تبریک بگویید.
- نکات کلیدی: این کار به کودک کمک میکند تا نقاط قوت خود را ببیند و احساس موفقیت کند، که در نهایت اعتماد به نفس کودکان را افزایش میدهد.
بازی “چالش کوچک”
- هدف: آموزش تابآوری و پشتکار در مواجهه با موانع.
- نحوه بازی: چالشهای کوچک و ایمن را برای کودک ایجاد کنید. مثلاً: “این پازل ۵ تیکه رو میتونی خودت تنهایی درست کنی؟ اگر سخت بود، ایرادی نداره اگه چند بار هم اشتباه کنی. من کنارت هستم.” یا “این برج رو میتونی طوری بسازی که با یک فوت من خراب نشه؟” وقتی موفق شد، او را تشویق کنید و به پشتکارش اشاره کنید. اگر نتوانست، درباره احساس ناامیدی صحبت کنید و او را تشویق کنید تا دوباره تلاش کند.
- نکات کلیدی: این بازی رشد شناختی کودکان و مهارت حل مسئله آنها را نیز تقویت میکند و به آنها میآموزد که شکست بخشی از فرآیند یادگیری است.
نکاتی برای والدین: حداکثر کردن تاثیر بازیها
نقش شما به عنوان والدین در این فرآیند بسیار حیاتی است. تنها بازی کردن کافی نیست؛ نحوه تعامل شما با کودک در طول بازی و زندگی روزمره، تأثیر بسزایی بر تربیت عاطفی کودکان دارد.
- الگوی خوبی باشید: احساسات خود را به طور سالم بیان کنید. وقتی عصبانی یا ناراحت هستید، توضیح دهید که چه حسی دارید و چگونه با آن کنار میآیید. “من الان خیلی خستهام و نیاز دارم کمی آرامش داشته باشم.”
- احساسات کودک را تایید کنید: هرگز به کودک نگویید “گریه نکن” یا “عصبانی نباش”. به جای آن بگویید: “میبینم که الان خیلی ناراحتی. اشکالی نداره که ناراحت باشی. میخوای بغلت کنم؟” تایید احساسات به کودک نشان میدهد که احساساتش معتبر و قابل قبول هستند.
- نامگذاری احساسات را تشویق کنید: از او بپرسید: “الان چه حسی داری؟” یا “به نظرت دوستت چه حسی داره؟” و به او در نامگذاری آنها کمک کنید.
- فضایی امن برای بیان احساسات فراهم کنید: خانه باید مکانی باشد که کودک بدون ترس از قضاوت یا تنبیه، بتواند هر حسی را ابراز کند.
- صبور و باثبات باشید: توسعه هوش هیجانی یک فرآیند زمانبر است. انتظار تغییرات فوری نداشته باشید و به طور مداوم این بازیها و تمرینها را در زندگی روزمره خود بگنجانید. والدگری مثبت نیازمند صبر و پایداری است.
- بازیها را متناسب با علایق کودک خود کنید: هر کودکی منحصر به فرد است. بازیها را طوری تغییر دهید که با شخصیت و علایق فرزند شما هماهنگ باشد. برای مثال، اگر کودک شما عاشق ماشین است، از ماشینها در بازیهای نقشآفرینی استفاده کنید. برای انتخاب بهتر میتوانید از راهنمای انتخاب اسباببازی مناسب برای هر سن کمک بگیرید.
نتیجهگیری
پرورش هوش هیجانی در کودکان ۳ تا ۷ سال، یکی از بهترین سرمایهگذاریهایی است که والدین میتوانند برای آینده فرزندانشان انجام دهند. با فراهم آوردن محیطی سرشار از عشق، حمایت و فرصتهای مناسب برای بازیهای خلاقانه، ما به کودکانمان ابزارهای لازم را میدهیم تا نه تنها در مدرسه، بلکه در تمام جنبههای زندگی، از روابط شخصی گرفته تا موفقیتهای شغلی، بدرخشند و به انسانهایی متعادل، شاد و توانمند تبدیل شوند. به یاد داشته باشید که هر بازی، هر گفتگوی عاطفی، و هر لحظهای که با فرزندتان سپری میکنید، آجری است بر بنای مستحکم هوش هیجانی او.
این سفر پر از کشف و یادگیری است؛ هم برای کودکان و هم برای شما. از آن لذت ببرید و شاهد رشد روزافزون فرزند دلبندتان باشید.
سه نکته کلیدی برای تقویت هوش هیجانی کودکان
- احساسات را نامگذاری کنید: به کودک کمک کنید تا احساسات خود و دیگران را بشناسد و با کلمات بیان کند.
- بازیهای هدفمند انجام دهید: از بازیهای خلاقانه و نقشآفرینی برای تمرین همدلی، خودتنظیمی و مهارتهای اجتماعی استفاده کنید.
- الگوی مثبت باشید: به عنوان والدین، خودتان به طور سالم احساساتتان را ابراز و مدیریت کنید و فضایی امن برای فرزندتان فراهم آورید.
پرسشهای متداول (FAQ)
هوش هیجانی چیست و چرا برای کودکان مهم است؟
هوش هیجانی (EQ) توانایی درک، مدیریت و ابراز احساسات خود، و تشخیص و پاسخ مناسب به احساسات دیگران است. برای کودکان مهم است زیرا به آنها کمک میکند با استرس مقابله کنند، روابط سالم بسازند، در مدرسه موفقتر باشند و در آینده زندگی شادتری را تجربه کنند.
از چه سنی باید روی هوش هیجانی کودک کار کنیم؟
پایههای هوش هیجانی از دوران نوپایی و به ویژه در سنین ۳ تا ۷ سالگی شکل میگیرد. این دوره بهترین زمان برای آغاز فعالیتهای هدفمند برای تقویت این مهارتها است، هرچند که تقویت EQ یک فرآیند مادامالعمر است.
آیا بازیهای خلاقانه واقعا میتوانند هوش هیجانی را تقویت کنند؟
بله، بازی زبان طبیعی کودکان برای یادگیری است. بازیهای خلاقانه و نقشآفرینی به کودکان امکان میدهند تا در محیطی امن، احساسات مختلف را تجربه کنند، همدلی بیاموزند، مهارتهای اجتماعی را تمرین کنند و راه حلهای مختلف برای مشکلات را کشف کنند، که همگی به تقویت هوش هیجانی منجر میشوند.
چگونه بفهمم هوش هیجانی فرزندم در حال رشد است؟
نشانههای رشد هوش هیجانی شامل توانایی کودک در نامگذاری احساسات خود، استفاده از کلمات برای بیان نیازها به جای پرخاشگری، نشان دادن همدلی نسبت به دوستان یا اعضای خانواده، توانایی همکاری در بازیها، و داشتن استقلال بیشتر در مدیریت ناراحتیهای کوچک است.
نقش والدین در تقویت هوش هیجانی کودک چیست؟
والدین نقش حیاتی دارند. آنها باید الگوی خوبی برای بیان و مدیریت احساسات باشند، احساسات کودک را تایید کنند، فضایی امن برای ابراز احساسات فراهم آورند، و به طور فعال در بازیها و گفتگوهای عاطفی با کودک شرکت کنند.
چه مدت زمانی را باید به این بازیها اختصاص دهیم؟
نیازی به جلسات طولانی و رسمی نیست. کافی است روزانه ۱۰ تا ۱۵ دقیقه را به بازیهای هدفمند اختصاص دهید یا این اصول را در تعاملات روزمره خود بگنجانید. ثبات و کیفیت تعامل مهمتر از کمیت زمان است.
اگر کودک من علاقهای به این بازیها نشان نداد، چه کنم؟
کودکان متفاوت هستند. اگر کودکی علاقهای نشان نداد، بازی را تغییر دهید یا آن را با علایق او (مثلاً شخصیتهای کارتونی مورد علاقهاش) تطبیق دهید. اجبار نکنید، بلکه صبور باشید و دوباره با رویکردی متفاوت امتحان کنید. گاهی اوقات مشارکت شما به عنوان یک همبازی هیجانانگیز، بهترین محرک است.





ثبت ديدگاه