۷ بازی خانگی برای تقویت هوش هیجانی کودکان
در دنیای پرشتاب امروز، والدین بیش از پیش به دنبال راهکارهایی برای تربیت کودکانی نه تنها باهوش، بلکه از نظر عاطفی نیز توانمند هستند. دیگر IQ به تنهایی معیار موفقیت نیست؛ بلکه هوش هیجانی (EQ) به عنوان عاملی حیاتی برای شادکامی، روابط سالم و موفقیتهای آتی شناخته میشود. اما چگونه میتوانیم این مهارتهای ارزشمند را در خانه و با ابزارهای ساده به کودکانمان بیاموزیم؟ خبر خوب این است که نیازی به کلاسهای پرهزینه یا اسباببازیهای گرانقیمت نیست. در این مقاله جامع و کاربردی، به شما ۷ بازی خانگی ساده و جذاب را معرفی میکنیم که به طور موثری به تقویت هوش هیجانی کودکان شما کمک خواهند کرد. این بازیها نه تنها لحظات شیرینی را برای شما و فرزندانتان رقم میزنند، بلکه پایههای محکمی برای رشد عاطفی و اجتماعی آنها میسازند.
چرا هوش هیجانی در کودکان اهمیت حیاتی دارد؟
تصور کنید کودکی را که در مواجهه با ناامیدی، به جای پرخاشگری یا گوشهگیری، میتواند احساسات خود را شناسایی کند و به شیوهای سازنده آنها را مدیریت نماید. یا نوجوانی که به جای تسلیم شدن در برابر فشار همسالان، با اعتماد به نفس و خودآگاهی تصمیمات درستی میگیرد. اینها ثمرات داشتن هوش هیجانی بالاست. هوش هیجانی به زبان ساده، توانایی درک، استفاده و مدیریت احساسات به شیوههای مثبت برای کاهش استرس، برقراری ارتباط موثر، همدلی با دیگران، غلبه بر چالشها و رفع تعارضات است.
- سلامت روان بهتر: کودکانی با هوش هیجانی بالاتر، کمتر دچار اضطراب کودکان و افسردگی میشوند، زیرا ابزارهای لازم برای کنار آمدن با مشکلات را دارند.
- روابط قویتر: توانایی همدلی و درک احساسات دیگران، زمینهساز دوستیهای عمیقتر و روابط خانوادگی گرمتر است.
- موفقیت تحصیلی و شغلی: تحقیقات نشان دادهاند که هوش هیجانی حتی از هوش شناختی (IQ) نیز در موفقیتهای تحصیلی و آتی شغلی مهمتر است. توانایی حل مسئله، کار گروهی و مدیریت استرس، مهارتهایی هستند که مستقیماً به EQ مربوط میشوند.
- تابآوری بیشتر: کودکانی که هوش هیجانی قوی دارند، در مواجهه با شکستها و سختیها، راحتتر میتوانند خود را بازیابی کنند و به راهشان ادامه دهند. منبع: دانشگاه هاروارد
مولفههای اصلی هوش هیجانی که باید تقویت شوند
هوش هیجانی یک مفهوم یکپارچه است، اما میتوان آن را به پنج بخش اصلی تقسیم کرد که هر یک نقش مهمی در رشد عاطفی کودک ایفا میکنند:
- خودآگاهی (Self-awareness): این اولین و مهمترین گام است. توانایی شناخت دقیق احساسات خود در لحظه وقوع، نام بردن آنها و درک تأثیرشان بر رفتار. کودکی که میداند در حال حاضر احساس خشم، غم یا هیجان دارد، گام بزرگی برداشته است.
- خودتنظیمی (Self-regulation): پس از شناخت احساسات، نوبت به مدیریت احساسات میرسد. این به معنای سرکوب احساسات نیست، بلکه شامل توانایی کنترل تکانهها، مدیریت استرس، ابراز احساسات به شیوهای مناسب و منطبق با موقعیت است.
- انگیزه (Motivation): توانایی خودانگیختگی، تعیین اهداف و تلاش برای رسیدن به آنها، حتی در مواجهه با موانع. کودکان با انگیزه، پشتکار بیشتری دارند و مثبتنگر هستند.
- همدلی (Empathy): درک و سهیم شدن در احساسات دیگران. کودکی که میتواند خود را جای دوستش بگذارد و ناراحتی او را درک کند، همدل است. این مهارت برای رشد اجتماعی و برقراری روابط سالم ضروری است.
- مهارتهای اجتماعی (Social Skills): توانایی برقراری ارتباط موثر، گوش دادن فعال، همکاری، حل تعارضات و متقاعدسازی. این مهارتها به کودکان کمک میکنند تا در جمع دوستان، خانواده و مدرسه به خوبی عمل کنند و مهارتهای زندگی خود را بهبود بخشند.
بازی؛ ابزاری قدرتمند برای رشد عاطفی
کودکان از طریق بازی یاد میگیرند. بازی زبان طبیعی آنهاست. این فضایی امن و بدون قضاوت فراهم میکند که در آن کودکان میتوانند دنیا را کشف کنند، نقشهای مختلف را امتحان کنند، با چالشها روبرو شوند و مهارتهای جدید را تمرین کنند. اهمیت بازی در رشد کودک فراتر از سرگرمی است؛ بازی درمانی یک روش درمانی شناخته شده است که نشان میدهد چگونه فعالیتهای بازیمحور میتوانند به کودکان در پردازش احساسات دشوار، بهبود مهارتهای اجتماعی و افزایش خودآگاهی کمک کنند. بازیهای خانگی که در ادامه معرفی میشوند، بر پایه همین اصول ساخته شدهاند و به والدین امکان میدهند در محیطی آشنا و دوستداشتنی، به رشد هوش هیجانی فرزندانشان کمک کنند.
۷ بازی خانگی فوقالعاده برای تقویت هوش هیجانی کودکان
این بازیها به سادگی قابل اجرا هستند و به ابزار خاصی نیاز ندارند. هدف آنها تشویق کودکان به شناخت، بیان و مدیریت احساساتشان است:
۱. بازی آینه احساسات
- مواد لازم: یک آینه کوچک یا بدون نیاز به ابزار خاص.
- چگونگی بازی: روبروی کودک بنشینید یا هر دو جلوی آینه قرار بگیرید. یکی از شما یک احساس را با حالات صورت و زبان بدن نمایش میدهد (مثلاً شادی، غم، خشم، تعجب، ترس). نفر دیگر سعی میکند آن احساس را تقلید کرده و نام آن را بگوید. سپس نقشها عوض میشوند. میتوانید از کارتهای احساسات یا عکسهای مختلف برای الهام گرفتن استفاده کنید.
- آنچه میآموزد:
- خودآگاهی: کمک میکند تا کودکان حالات چهره مرتبط با احساسات مختلف را بشناسند و نام ببرند.
- همدلی: با تقلید حالات، درک بهتری از نحوه بروز احساسات در دیگران پیدا میکنند.
- واژگان احساسی: دایره لغات کودک در مورد احساسات گسترش مییابد.
- نکته برای والدین: از تشویق کلامی زیاد استفاده کنید. مثلاً: “آفرین! خیلی خوب غمگین بودی! از چشمهات معلوم بود.” این بازی برای کودکان پیشدبستانی بسیار مناسب است.
۲. داستانگویی هیجانی با مکعبها یا کارتها
- مواد لازم: چند مکعب با عکسهای مختلف (اشیاء، حیوانات، مکانها، حالتهای چهره) یا کارتهای تصویری آماده. اگر مکعب ندارید، میتوانید تصاویر را روی کاغذهای کوچک چسبانده و در یک کیسه بریزید.
- چگونگی بازی: هر نفر به نوبت یک مکعب را میاندازد یا یک کارت را برمیدارد. حالا باید با استفاده از تصویر یا تصویرهای روی مکعبها، یک داستان کوتاه بگویند که در آن شخصیتها احساسات مختلفی را تجربه میکنند. مثلاً: “یک خرگوش کوچولو بود (مکعب خرگوش) که وقتی فهمید مادرش برایش هدیه خریده، خیلی هیجانزده شد (مکعب شادی).”
- آنچه میآموزد:
- شناخت و بیان احساسات: کودک مجبور میشود احساسات را در چارچوب یک داستان قرار دهد و آنها را به زبان بیاورد.
- همدلی: با خلق داستانهایی درباره احساسات شخصیتها، درک بهتری از تجربههای عاطفی دیگران پیدا میکند.
- حل مسئله: میتواند در داستانش، راه حلهایی برای مدیریت احساسات منفی شخصیتها پیشنهاد دهد.
- نکته برای والدین: اجازه دهید کودک آزادانه داستانش را بسازد. شما نیز میتوانید با اضافه کردن احساسات به داستان، الگوسازی کنید.
۳. نقاشی از احساسات من
- مواد لازم: کاغذ، مداد رنگی، آبرنگ یا ماژیک.
- چگونگی بازی: از کودک بخواهید هر احساسی را که در آن لحظه دارد یا هر احساسی را که دوست دارد، نقاشی کند. لازم نیست نقاشی یک چهره باشد؛ میتواند انتزاعی باشد. مثلاً: “وقتی غمگینم، دلم مثل یک ابر خاکستری میشه.” یا “خشم من یک رنگ قرمز آتشینه.” بعد از نقاشی، از کودک بخواهید درباره نقاشی و احساسی که کشیده، صحبت کند.
- آنچه میآموزد:
- خودآگاهی: فرصتی برای دروننگری و شناسایی احساسات درونی فراهم میکند.
- ابراز احساسات: به کودک کمک میکند تا احساساتی را که شاید نتواند با کلمات بیان کند، از طریق هنر ابراز کند.
- مدیریت احساسات: گفتوگو درباره نقاشی و احساس پشت آن، میتواند به پردازش آن احساس کمک کند.
- نکته برای والدین: به جای قضاوت، سوالات باز بپرسید: “این رنگها چه حسی بهت میدن؟”، “چرا این شکل رو کشیدی؟”. این بازی برای تمامی سنین، از کودکان خردسال تا بزرگتر، مفید است.
۴. تئاتر عروسکی مشکلات و راهحلها
- مواد لازم: چند عروسک (میتوانید از جورابهای قدیمی یا دستمال کاغذی عروسک بسازید)، فضای کوچک برای صحنه (مثلاً پشت یک مبل).
- چگونگی بازی: از کودک بخواهید با عروسکها، نمایشی درباره یک مشکل که ممکن است برایش پیش بیاید (مثلاً دوستی که اسباببازیش را نمیدهد، ناراحتی از معلم، یا حسادت به برادر/خواهر) اجرا کند. سپس از او بخواهید که راهحلهای مختلفی را با کمک عروسکها برای آن مشکل امتحان کند. شما هم میتوانید نقش یکی از عروسکها را بازی کنید.
- آنچه میآموزد:
- حل مسئله: کودک در محیطی امن و بدون خطر، راهحلهای مختلف را برای مسائل اجتماعی و عاطفی تمرین میکند.
- همدلی: با قرار گرفتن در نقشهای مختلف، دیدگاههای متفاوت را درک میکند.
- مدیریت احساسات: یاد میگیرد چگونه احساسات دشوار مثل خشم یا ناامیدی را در موقعیتهای واقعیتر مدیریت کند.
- مهارتهای اجتماعی: تمرین دیالوگ و تعامل با دیگران.
- نکته برای والدین: اجازه دهید کودک سناریو و شخصیتها را انتخاب کند. اگر گیر کرد، میتوانید با پرسشهای هدایتکننده به او کمک کنید.
- لمس انسانی: “یک روز سارا کوچولو، با عروسک زرافهاش که اسمش ‘هیجانزده’ بود، نمایشی اجرا کرد. زرافه خیلی دوست داشت با بقیه حیوانات بازی کند، اما هر بار که میدوید، پایش گیر میکرد و به زمین میافتاد. اولش عصبانی شد، عروسکش را محکم روی زمین زد و گفت: ‘من هیچوقت نمیتونم!’ اما بعد با کمک عروسک فیل که نقش یک دوست مهربان را داشت، یاد گرفت که میتواند پاهایش را محکمتر بگذارد و با احتیاط بیشتری قدم بردارد. سارا با این بازی یاد گرفت که عصبانیت فقط یک راه نیست، میشود دنبال راه حل گشت و از دوستان کمک خواست.”
۵. ترمومتر احساسات
- مواد لازم: یک کاغذ بزرگ، مداد رنگی (قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی).
- چگونگی بازی: یک ترمومتر بزرگ روی کاغذ بکشید. پایینترین قسمت (سبز) را برای احساسات آرام و خوشایند (مثلاً آرامش)، قسمت میانی (زرد و نارنجی) را برای احساسات متوسط (مثلاً کمی ناامیدی یا ناراحتی) و بالاترین قسمت (قرمز) را برای احساسات شدید (مثل خشم یا ترس شدید) در نظر بگیرید. از کودک بخواهید هر زمان احساسی قوی داشت، روی این ترمومتر به شما نشان دهد که احساسش در کدام درجه است. مثلاً: “مامان، عصبانیتم الان روی نارنجیه، تقریباً قرمز!”
- آنچه میآموزد:
- خودآگاهی: کمک میکند تا کودک شدت احساسات خود را بسنجد و درک دقیقتری از آنها پیدا کند.
- مدیریت احساسات: با شناخت شدت احساس، میتواند بهتر تصمیم بگیرد که چگونه با آن کنار بیاید. (مثلاً اگر روی قرمز است، نیاز به یک تکنیک آرامسازی دارد).
- نکته برای والدین: این ابزار یک نقطه شروع عالی برای گفتوگو در مورد مدیریت احساسات است. میتوانید بپرسید: “وقتی احساس قرمز داری، چه چیزی بهت کمک میکنه تا به زرد برسی؟”
۶. مسابقه حدسزدن احساسات (بدون کلام)
- مواد لازم: بدون نیاز به ابزار.
- چگونگی بازی: این بازی شبیه پانتومیم است، اما فقط برای احساسات. یک نفر در ذهن خود یک احساس (مثلاً “خجالت”، “حسادت”، “شجاعت”) را انتخاب میکند و سعی میکند آن را بدون حرف زدن و تنها با حالات صورت و زبان بدن نشان دهد. نفر دیگر سعی میکند احساس را حدس بزند. میتوانید برای شروع، روی احساسات سادهتر تمرکز کنید.
- آنچه میآموزد:
- همدلی: با مشاهده دقیق حالات چهره و بدن دیگران، توانایی درک احساسات غیرکلامی را تقویت میکند.
- بیان غیرکلامی: به کودک کمک میکند تا بفهمد احساسات فقط با کلمات بیان نمیشوند، بلکه زبان بدن نیز نقش مهمی دارد.
- خودآگاهی: درک اینکه چگونه حالات بدنی او میتواند به دیگران پیام دهد.
- نکته برای والدین: این بازی برای تمامی سنین مناسب است و حتی میتوانید با کودکان بزرگتر احساسات پیچیدهتر را تمرین کنید.
۷. دایره اعتماد و حمایت
- مواد لازم: بدون نیاز به ابزار، یا یک توپ سبک.
- چگونگی بازی: به صورت دایرهوار بنشینید (شما و فرزندتان، و اگر افراد دیگری هم در خانه هستند). بازی با یک جمله شروع میشود: “من وقتی احساس ________ میکنم، نیاز دارم ________.” یا “وقتی __________ بودم، __________ به من کمک کرد.” مثلاً: “من وقتی غمگینم، نیاز دارم مامان بغلم کنه.” یا “وقتی از سگ همسایه ترسیده بودم، بابام دستمو گرفت و بهم گفت نترسم.” هر کس جمله خود را میگوید و اگر توپ دارید، آن را به نفر بعدی میدهد.
- آنچه میآموزد:
- بیان نیازها: کودک یاد میگیرد که در مورد نیازهای عاطفی خود صحبت کند و درخواست کمک کند.
- ایجاد محیط امن: فضایی امن برای آسیبپذیری و بیان احساسات واقعی ایجاد میکند.
- همدلی و حمایت: اعضای خانواده با شنیدن احساسات یکدیگر، احساس همبستگی و حمایت متقابل را تقویت میکنند.
- نکته برای والدین: این بازی برای ایجاد حس اعتماد به نفس و امنیت عاطفی در خانه فوقالعاده است. اطمینان حاصل کنید که هیچکس مورد قضاوت یا تمسخر قرار نمیگیرد.
نکاتی برای والدین: چگونه یک محیط رشد هیجانی فراهم کنیم؟
بازیها ابزارهایی عالی هستند، اما نقش شما به عنوان والد، فراتر از فقط انجام بازی است. شما الگو و حامی اصلی فرزندتان در مسیر رشد عاطفی هستید:
- به احساسات کودک خود اعتبار ببخشید: هرگز احساسات کودک را نادیده نگیرید یا سرزنش نکنید. جملاتی مانند “این که گریه نداره!” یا “نترس، چیزی نیست!” به کودک این پیام را میدهد که احساساتش نامناسب هستند. به جای آن بگویید: “میفهمم که عصبانی هستی” یا “به نظر میرسه که ناراحتی. دوست داری در موردش حرف بزنیم؟” منبع: سازمان بهداشت جهانی
- الگوی خوبی باشید: فرزندان شما بیشتر از آنچه میگویید، کاری را میکنند که شما انجام میدهید. نحوه مدیریت احساسات شما، چه در مواجهه با استرس، چه خشم یا شادی، الگوی آنها خواهد بود.
- گوش دادن فعال را تمرین کنید: وقتی فرزندتان صحبت میکند، کاملاً به او گوش دهید. تماس چشمی برقرار کنید، سر تکان دهید و به او نشان دهید که حرفهایش برای شما مهم است. راهنمای والدین برای تربیت فرزند شاد بر اهمیت این موضوع تاکید دارد.
- واژگان احساسی را غنی کنید: در مکالمات روزمره، از کلمات مختلفی برای توصیف احساسات استفاده کنید. “به نظر میرسه که ناامید شدی”، “امروز خیلی خوشحال هستی!”، “احساس غرور میکنی؟”
- فرصتهای همدلی ایجاد کنید: در مورد احساسات دیگران (شخصیتهای کتاب، فیلم یا حتی افراد واقعی) صحبت کنید: “فکر میکنی این خانم الان چه حسی داره؟ چرا؟”
چه زمانی باید از متخصص کمک بگیریم؟
در حالی که این بازیها و راهنماییها میتوانند بسیار مفید باشند، مهم است که بدانیم چه زمانی نیاز به کمک حرفهای داریم. اگر متوجه شدید که کودک شما:
- به طور مداوم در مدیریت احساسات خود ناتوان است (پرخاشگری مکرر، گریههای طولانی و بیدلیل، کنارهگیری شدید).
- در برقراری ارتباط با همسالان یا اعضای خانواده دچار مشکل جدی است.
- نشانههای persistent اضطراب کودکان یا غمگینی عمیق از خود نشان میدهد.
- تغییرات ناگهانی و چشمگیری در رفتار یا خلق و خوی او مشاهده میشود.
در این صورت، مراجعه به یک روانشناس کودک یا مشاور میتواند راهگشا باشد. آنها میتوانند با ارزیابی دقیق، بهترین مسیر درمانی و حمایتی را برای فرزند شما تعیین کنند. منبع: انجمن روانشناسی آمریکا
نتیجهگیری
تقویت هوش هیجانی در کودکان، هدیهای ارزشمند و ماندگار است که مسیر زندگی آنها را به سوی موفقیت، آرامش و شادکامی هموار میکند. این سفر، مسیری دوطرفه بین شما و فرزندتان است که با عشق، صبر و بازیهای هدفمند پر میشود. با استفاده از این ۷ بازی خانگی ساده، شما نه تنها اوقات خوشی را با فرزندان خود سپری میکنید، بلکه ابزارهایی حیاتی برای درک و مدیریت احساسات، افزایش اعتماد به نفس و برقراری روابط سالم را در اختیارشان قرار میدهید. به یاد داشته باشید که هر کودک منحصر به فرد است و سرعت رشد او در زمینههای مختلف متفاوت است. صبور باشید، تشویق کنید و به آنها فرصت دهید تا در امنیت خانه، مهارتهای هوش عاطفی خود را شکوفا کنند.
نکات کلیدی (Key Takeaways)
- هوش هیجانی سنگ بنای موفقیت و شادکامی است: EQ بیش از IQ در روابط، سلامت روان و موفقیتهای آتی کودکان نقش دارد.
- بازی بهترین ابزار برای آموزش مهارتهای هیجانی به کودکان است: بازیها فضایی امن برای شناخت، بیان و مدیریت احساسات فراهم میکنند.
- والدین با مشارکت فعال و ایجاد فضایی امن، نقش کلیدی در این فرآیند دارند: الگو باشید، شنونده فعال باشید و به احساسات کودک خود اعتبار ببخشید.
پرسشهای متداول (FAQ)
۱. هوش هیجانی چیست و چرا برای کودکان مهم است؟
هوش هیجانی (EQ) به توانایی درک، مدیریت و استفاده موثر از احساسات اشاره دارد. برای کودکان بسیار مهم است زیرا به آنها کمک میکند تا روابط بهتری برقرار کنند، در مدرسه موفقتر باشند، با چالشها کنار بیایند، و به طور کلی زندگی شادتر و سالمتری داشته باشند. EQ شامل مهارتهایی مانند خودآگاهی، همدلی، مدیریت احساسات و مهارتهای اجتماعی است.
۲. از چه سنی میتوانیم هوش هیجانی کودک را تقویت کنیم؟
تقویت هوش هیجانی را میتوان از همان دوران نوزادی آغاز کرد. از طریق تعاملات اولیه، پاسخگویی به نیازهای عاطفی کودک و ایجاد یک محیط امن، پایههای EQ گذاشته میشود. با بزرگتر شدن کودک، به خصوص از سنین کودکان پیشدبستانی (۳-۵ سالگی)، میتوان از بازیها و فعالیتهای هدفمندتر برای آموزش و تقویت این مهارتها استفاده کرد.
۳. چگونه متوجه شویم کودکمان در زمینه هوش هیجانی نیاز به کمک دارد؟
نشانههایی مانند پرخاشگری مکرر، مشکل در برقراری دوستی، ناتوانی در بیان احساسات، گوشهگیری بیش از حد، اضطراب کودکان مداوم، یا عدم همدلی با دیگران میتواند نشاندهنده نیاز به توجه بیشتر در زمینه هوش هیجانی باشد. اگر این رفتارها پایدار هستند و بر زندگی روزمره کودک تأثیر میگذارند، مشورت با متخصص توصیه میشود.
۴. نقش والدین در تقویت هوش هیجانی چیست؟
نقش والدین حیاتی است. والدین باید الگوهای خوبی برای مدیریت احساسات باشند، به احساسات کودک خود اعتبار ببخشند، فضایی امن برای ابراز احساسات فراهم کنند، با بازیهای هدفمند به آنها آموزش دهند و به طور فعالانه به حرفهایشان گوش دهند. حمایت و راهنمایی شما، بزرگترین عامل در رشد عاطفی فرزندتان است.
۵. آیا بازیهای دیجیتالی میتوانند هوش هیجانی را تقویت کنند؟
برخی بازیهای دیجیتالی که بر داستانگویی، حل مسئله اجتماعی یا همکاری تیمی تمرکز دارند، ممکن است تا حدی به تقویت برخی جنبههای هوش هیجانی کمک کنند. با این حال، تعاملات رو در رو و بازیهای فیزیکی که در این مقاله معرفی شدند، به دلیل ماهیت واقعی و فرصتهای بیواسطه برای همدلی، بیان احساسات و مهارتهای اجتماعی، تأثیر بسیار عمیقتری دارند. تعادل در استفاده از هر دو نوع بازی مهم است.
۶. آیا میتوانیم این بازیها را با کودکان بزرگتر هم انجام دهیم؟
بله، بسیاری از این بازیها را میتوان با کودکان بزرگتر (سنین مدرسه و حتی نوجوانان) نیز انجام داد، البته با کمی تغییر و پیچیدگی بیشتر. مثلاً در “آینه احساسات” میتوان روی احساسات پیچیدهتر تمرکز کرد یا در “تئاتر عروسکی”، سناریوهای واقعگرایانهتر و چالشبرانگیزتری را مطرح کرد. هدف اصلی (گفتوگو و درک احساسات) در هر سنی کاربردی است.
۷. چگونه میتوانیم کودکان را به انجام این بازیها تشویق کنیم؟
مهمترین نکته این است که بازیها را به زور یا به عنوان یک تکلیف انجام ندهید. آنها را به بخشی طبیعی و لذتبخش از برنامه روزانه تبدیل کنید. خودتان نیز با شور و اشتیاق وارد بازی شوید و نمونهای از سرگرمی را به نمایش بگذارید. انعطافپذیر باشید و اجازه دهید کودک رهبری بازی را بر عهده بگیرد و ایدههای خود را اضافه کند. وقتی کودک احساس کند که بازی برای اوست و از آن لذت میبرد، خود به خود به سمت آن کشیده خواهد شد.





ثبت ديدگاه